تبليغاتX
ورو گشته
 
 
گهرن بهیت و خرمآوه شیر داتو
درباره‌ی: متفرقه |

به افتخار تیم گهر دورود که به لیگ برتر صعود کرد هر کسی هر آهنگی رو درخواست کنه برا دانلود میذارم! خیلی خوشحالیم که ما هم تو لیگ برتر تیم دار شدیم اگه قراره این تیم از دورود بره مبادا از استان هم بره خیلی بهتره بیاد واس خرم آباد! از امیر عابدینی پرسپولیسیه عزیز میخوایم هوا تیممون رو داشته باشه. انصافا حیف بود امروز اصلا شعار لری نشنیدیم مبادا تیم رو بدن به بروجرد! حال و هوای خرم آباد یه چیز دیگست. یاد شعارای قشنگی افتادم که تو ورزشگاه تختی میگفتیم! مثلا خدا پیر و پیغمبر زورشو نروه و خیبر (گهر) جاشون امروز تو ورزشگاه خالی بود! کاش تیم رو بدن به خرم آباد و اسمشم بذارن خیبر! تا بگیم الشتر نورآباد و روبرو جواب بده خیبر خرم آباد. واقعا چه حالی میده! به افتخار گهر لرستان هورا هورا...

نویسنده : Man
چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391
هنگام: 18:26
شادروان دکتر عبدالحسین زرین کوب نویسنده : زنده یاد دکتر ایرج افشار
درباره‌ی: | | دنباله‏ی نوشتار...

دوست دیرینه‏ام دکتر عبدالحسین زرین‏کوب درگذشت . او از سال ۱۳۵۳ دچار بیماری قلبی شد. چند تن از افراد خاندانش به همین درد درگذشتند. او چند بار، برای رهایی ازرنجوری ، تن به تیغ جراحان سپرد . درین چاره‏جویی سفرهای ناگواری را به امریکا و اروپا رفت . هر بار همسر بردبارش با او همراه بود . درین سه چهارساله اخیر بیماری دیگری چنگ در جان ناتوان او زد. این بار بیش از یک سال آزگار رنج و درد کشید . پیکرش چند بار بُرش برداشت. شاید دور نباشد اگر بگویم زجرکُش شد... 

 دنباله در دنباله ی نوشتار


نویسنده : Man
یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391
هنگام: 15:11
دانلود شعر لری از علی راست کمالوند
درباره‌ی: متفرقه |

ترانه علیدوستی يا علی دوسونه لری  از جمله رايج ترين و قديمی ترين آوازهای لری است که در گوشه «داد» در دستگاه ماهور اجرا می شود.علی دوست دلداده ناکامی است که در غم هجران يار می سوزد و طنين نغمه های جاودانی اش نشانگر پريشانی اوست. علی دوست قهرمان شکست خورده ایست که با ياد آرزوهای گذشته اش زنده است . گاه از معشوق می خواهد که غم بزرگش را از وی نستاند و ناله را به او منحصر کند تا شرح دلداگی خويش را بگوش عالميان برساند .

ترانه علی دوسونه از علی راست کمالوند دانلود

نویسنده : Man
جمعه بیست و هشتم بهمن 1390
هنگام: 20:33
راست گفت خداوند بلندمرتبه ی بزرگ
درباره‌ی: متفرقه |

در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توانید در سجیه دید، این شمالی ترین شهر دانمارکیهاست، جایی که دریای بالتیک و دریای شمال بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این راستا بوجود می آید.و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.
سورة مبارکه الرحمن
مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (۱۹) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (۲۰) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (۲۱) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (۲۲)
۱۹٫ دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.۲۰٫ اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.۲۱٫ پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‏کنید؟ ۲۲٫ از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏شود.

سوره مبارکه فرقان آیه ۵۳:
« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»
و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آندو حریمی استوار قرار داد.

نویسنده : Man
دوشنبه سوم بهمن 1390
هنگام: 1:54
دانلود آهنگ لری آسمو
درباره‌ی: |

 

اه خدا شو بی دوارَه

آسمو پر بی ستاره

چی همه شؤ تؤ گِرِتِم

اَکِه دردِم چارَه نارَه

آهنگ زیبایی که توسط استاد سقایی خونده شده بود و حالا دختر خواهرزاده ی او که صدای خوبی هم داره با کیفیت خوبی اون رو خونده امیدوارم شمام خوشتون بیاد.

دانلود آهنگ لری آسمو با صدای پارمیدا نظری

نویسنده : Man
جمعه شانزدهم دی 1390
هنگام: 15:23
نغمه‌سرای بی‌بدیل لُر
درباره‌ی: ایرج رحمانپور |

بیش از سه دهه است که زاگرس‌نشینان دل به مخمل صدایش سپرده‌اند، با مویه‌هایش گریسته‌اند و با «سیت بیارم»ش، اندوه از دل تنگ زدوده‌اند. لب‌هایش نوشدارویی بر زخم‌های بی ‌شمارشان بوده، چون «پر سیمرغ بر خون سیاوش» و گرمای دستانش یادگاری «تژگاه‌های قدیم»، گرما‌بخش زمهریر زندگی‌شان. شناخت عمیق رحمان‌پور از موسیقی، شعر، ادبیات، زبان و فرهنگ بومی، دست‌یابی بی‌مانندش به چکامه‌ها و نغمه‌های فراموش شده که حاصل ذوق سرشار و سال‌ها مطالعه و هم‌نشینی فروتنانه با طبقات مختلف اجتماع شهری و روستایی است، از او هنرمندی صاحب سبک و بی‌بدیل ساخته است.

سخن کوتاه، می‌خواهم از سروده‌های رحمان‌پور بگویم این‌بار، نه از صدای جادوی‌اش و نه از بدعت‌هایش که روحی تازه در کالبد کم‌فروغ موسیقی لرستان دمیده است.

می‌خواهم از واژه‌هایی بگویم که حنجره‌ی او را به گل می‌نشاند و حاصلش بر دل. واژه و آوا، چونان دو بال یک پرنده به رحمان‌پور توان پرواز در بیکرانه‌ای می‌دهد به گستردگی دل هامان.

آن‌چه از حنجره‌ی دردمند و توانای استاد ایرج رحمان‌پور، نغمه‌سرای بی‌بدیل دیارمان بیرون می‌آید، درد و اندوه، غم و شادی،گفته‌ها و ناگفته‌های قومی است بلا کشیده و مهجور. صدای او که گاه رقص گندمزاران انبوه زادگاهش را می‌ماند در سرپنجه‌ی نسیم و گاه غرش رعد در کوهساران، دل‌نشین است و آسمانی.

در ترانه‌سرایی او همان‌قدر «فردیت» به چشم می‌خورد که در ترانه‌خوانی‌اش. ترانه، کلامی است موزون که به قصد هم‌نشینی با موسیقی سروده می‌شود. وزن و اعتبار آثار این هنرمند برجسته‌ی لر، دقیقاً از همین‌جا یعنی تسلط او بر هر دو عرصه، ترانه و موسیقی، نشئت می‌گیرد.. او می‌داند از دایره‌ی گسترده واژگانش، چه واژه‌هایی را برگزیند و چگونه در آغوش نت‌ها و سرانجام بر حنجره‌ی توانمندش بنشاند تا وحدت و نظم موسیقایی اثر از بین نرود. او به همین میزان در بازنویسی و نه بازخوانی مو یه‌ها و نغمه‌های کهن موفق است.

بدون اغراق می‌توان از رحمان‌پور به عنوان یکی از اجتماعی‌ترین ترانه‌سرایان معاصر نام برد. کمتر رویداد یا پدیده‌ی اجتماعی را می‌توان به خاطر آورد که در ترانه‌های او رد پایی بر جای نگذاشته باشد. از این منظر ترانه‌های او را می‌توان با ترانه‌های دوره‌ی مشروطه‌خواهی که بیش از هر زمان دیگر انعکاس دهنده‌ی مسائل سیاسی و اجتماعی است، مقایسه کرد.

مسائل عاطفی، اجتماعی و یا آمیزش این دو، موضوع اصلی ترانه‌هاست با پرداختی عامیانه. و موضوع در ترانه‌های رحمان‌پور از نوع سوم است با حضور پررنگ‌ترمسائل اجتماعی، به طوری که حتا عاشقانه‌های او نیز رنگ و بوی اجتماعی دارد. او به«عامیانه بودن» به عنوان ویژگی عام در ساختار زبانی ترانه‌ها وفادار می‌ماند ولی زیرکانه از ابتذال و درغلتیدن در وادی تکرار پرهیز می‌کند و واژه‌ها و ترکیب‌هایی را به ساحت ترانه وارد می‌کند که پیش از او نه کسی شهامت این کار را داشته و نه توانش را: کشمات،کاسه هُمسا، چمت ره ون، چقه یاته، پوقه یاته، تیچه سه مه د هیچه سو و … رحمان‌پور از به کار بردن واژه‌های نه چندان آشنا در ترانه، به خود تردید راه نمی‌دهد.

شاید از نخستین سروده‌های او بتوان «توبه» (توئه) را نام برد. شعری که حال و هوای انقلابی دارد و در بحبوحه‌ی انقلاب سروده شده است. ایرج جوان و انقلابی در این ترانه، به نمایندگی از نسل خود، نقطه‌ی پایانی بر عصر تن سپردن به«ظلم حاکمان و جور ستم‌کاران» می‌گذارد و می‌گوید:

کی مِ دی بیلکو چوئارده ریوانم

کی زنجیر و مل پای دیوارانم

(دیگر خاکستری برجای مانده/در گذرگاه‌ها نخواهم بود/یا اسیری زنجیر بر گردن/کنار دیوارها)

و در پایان همه‌ی «داغداران ظلم و ستم» را فرا می‌خواند:

بورن چی آگر گر بکیشی من

تا مرگ ستم ئور نه نیشی من

(بیایید به‌سان شعله‌های آتش زبانه بکشیم /و تا مرگ و نابودی ستم از پای ننشینیم)

و فراخوانی دیگر، آن‌گاه که خاک میهن مورد هجوم بیگانگان قرار می‌گیرد:

وری سیت مردم د پیرو جه وو

ایرونن سی شو به کیم قوره سو

(برخیزید مردم، پیر و جوان / گورستان کنیم ایران را بهر دشمنان)

چه خوش سروده است مارگوت بیکل:

موطن آدمی را بر هیچ نقشه‌ای نشانی نیست/موطن آدمی تنها در قلب کسانی ست/ که دوستش می‌دارند.

شعر رحمان‌پور جغرافیا نمی‌شناسد. لرستان، ایلام، گیلان، بم، حلبچه …هر‌جا که قلبی می‌تپد به عشق، موطن اوست:

هی رو پی تئنگی طارم ئو گیلان

فلک نازاری نازاران شی وان

(داد از اندوه طارم و گیلان/ فلک به تاراج برد/شادکامی نازنینانشان ).

او می‌خواهد ازغم سروده‌ها، ترانه‌هایی بسازد که جوانان به گاه شادی سر دهند:

مِ او غم سرونه که مردم میحنن سر قورسونیا

کردمش و بیتی که د روز شادی بحونن جوونیا

ولی چه کند که پیاپی از ویرانی‌ها خبر می‌رسد… و در غم بم می‌سراید:

کی میحام غم د سروم با،کی میحام غصه بحونم

غمینه دالکه میهن وارد ناله ش می‌لاوئونم

د غم ئو د مرده بیزار، پر سینه‌م ،بیت افتئو

چی بکه دل وختی پی پی د ویرونی یا میا چئو

(هرگز نمی‌خواهم سرودم قرین غم باشد/یا که آوازم آلوده‌ی اندوه/مام وطن غمگین است/با ناله‌اش مویه ساز می‌کنم /بیزار از غم، از مرگ/سینه لبریز از ترانه‌های آفتاب/چه کند دل/که مدام از ویرانی‌ها خبر می‌رسد)

وضعیت تراژیک یک زن کرد عراقی در مواجهه با ترک جنازه‌ی کودک خردسالش و فرار از مهلکه‌ای که در نتیجه‌ی بمباران شهر حلبچه در آن گرفتار شده است، درون مایه‌ی ترانه‌ای است به نام «لالایی مرگ».

رحمان‌پور در این ترانه عنصر عاطفه را در به تصویرکشیدن اندوه و درماندگی این زن آواره به گونه‌ای به خدمت می گیرد که بی نیازاز کاربرد ردیف و تکنیک‌های بدیعی‌، شنونده را به شکل غریبی به هم‌ذات‌پنداری با او وا می‌دارد. آن‌چه در مخاطب چنین حس عمیقی بر‌می‌انگیزد، احساس قوی و شاعرانگی جوششی نهفته در ترانه است و نه تکنیک و فرم.

ای خاکی نه منه تئاو نه منه طاقت

لش کورپه کم به سو تو و امانت

ای برف ی دخیله تم زیتر به تئویا

لش کورپکم سردش موئه و تک و تنیا

(ای خاک/ مرا دیگر توانی نیست/ نعش کودکم را بپذیربه امانت/ای برف‌ها/دخیلتان/زودتر آب شوید/

کودک تنهایم/سردش است)

و گاه از هم‌نشینی دو عنصر عاطفه و ایماژ تصاویری چنین لطیف و دلنشین خلق می‌کند:

تو گونات خیسه دل‌گیری یا مهمو کرده گل شونم

د کمی گل تر دامو درد تونه بپرسم

(گونه‌های تو خیس اشک است/ یا چو گل/میزبان شبنم/ درد تورا/از کدامین گل تر دامن بپرسم؟)

و در تصویری دیگردر ترانه‌ی معروف« دسه مه بیر» که زمزمه‌ی مشترک زاگرس نشینان است:

دسه مه بیر تا بکه گل دوتئل حشگ دار درد

تو چی می له زنه مئنه چی خی در رگیام بگرد

(دست‌هایم رابگیر/ دو شاخه‌ی خشکیده‌ی درخت درد/تا به گل بنشینند/ و شوق زیستن را چون خون /در رگ‌هایم جاری کن)

دغدغه‌ی رحمان‌پور انسان است و هر آن‌چه به او مربوط می‌شود و فریاد کردن درد، ویژگی مشترک اغلب ترانه‌هایش:

دی یم که شقایق داغ‌ها و سخونش

وا برژنگ تکنم میل د زمسونش

(با مژگان ستردم بلورهای یخ را/از زمستان شقایق/آن گاه که او را/ تا استخوان سوخته دیدم)

و هوارش چه رساست،چه رعب انگیز و چه تکان دهنده آن دم که دلتنگ در شهر «دلالان وسنگ» باد پریشان خاطر را می‌خواند تا از دلتنگی‌هایشان بگویند. باد دلتنگ است. شاعر نیز هم.

باد از زادگاه شاعر می‌آید، شهری که فقر در آن سمفونی مرگ می‌نوازد و شاعر دلتنگ غروب‌های دلتنگ در شهر سنگ. و شاعر هوار می‌کشد آن‌گاه که باد سوگوار، شامه‌ی او را پر می‌کند از بوی زلف سوخته‌ی عروسان آتش، « در لرستان دلتنگ»، در «دهلران غم بار»:

هوار، هه داد، هه بیداد، هنی بو زلف سوخته دت میایه باد

(هوار، ای داد، ای بیداد، باز بوی زلف سوخته می‌دهی باد)

و گاه گره‌ی دل را با ابرسترون وسرگردان می‌گشاید. این بارشاعر نمی‌داند از کدام سرزمین می‌آید ابر و آه سرد کدام قوم را در سینه دارد؟ برای شاعری که رحمان‌پوراست، بی‌گمان فرقی نمی‌کند.

نه می‌تیچای نه می‌واری

خه‌ور د ماریا شون ضحاک کم زمی داری؟

(نه پراکنده می‌شوی، نه می‌باری /خبراز ضحاک مار دوش کدام سرزمین داری؟)

استاد رحمان‌پور لرزبانی که لکی را از بسیاری لک زبانان بهتر می‌شناسد و پاس می‌دارد، نگران نغمه‌هایی است که در جدا سازی این دو فرهنگ بومی ساز می‌شود. چرا که او نیک می‌داند گویشوران لر و لک هزاره‌هاست در کنارهم، زیستی مسالمت آمیز دارند. مرده‌های لر با مویه‌های لکی و نوای سوخته‌ی چمری، به خاک سپرده می‌شوند و نوعروسان لک با نغمه‌های «سیت بیارم» به خانه‌ی بخت روانه می‌شوند. و بی جهت نیست مرثیه‌ای که در سوگ دوستش، علی‌رضا، می‌سراید، تلفیقی از دو گویش لکی و لری است. رحمان‌پور با اجرای زیبا، پراحساس و هنر مندانه‌ی این مرثیه، به اعتقاد من شانه به شانه‌ی لورکا ، و سروده‌ی او در سوگ «ایگناسیو» می‌زند.

رحمان‌پور نه بدل است و نه دارای بدیل. بدل‌ها ممکن است چند صباحی چهره بنمایانند ولی پیش از این که «چهره» شوند، چهره فرو می پوشانند. رحمان‌پور چهره است و بی‌بدیل.

شهناز خسروی

برگزفته از سایت: loor.ir

نویسنده : Man
پنجشنبه پانزدهم دی 1390
هنگام: 13:22
ری‌را عباسی
درباره‌ی: متفرقه |


ری‌را عباسی متولد سال 1341 در خرم‌آباد است. در سال 79 مجموعه داستان‌های ضد جنگ او با نام "سی پری چهارشنبه‌ها" منتشر شد. در سال 80 و 81 دو مجموعه‌ی شعر به نام‌های "برای این زن لر دیگر تفنگ نیاورید" و "چه كسی پنهان‌تر تو را دوست دارد" را به چاپ می‌رساند و در سال81 مصادف با حمله‌ی آمریكا به عراق كتاب "شاعران صلح" را منتشر می‌کند. ری‌را عباسی در تابستان 84 برنده جایزه‌ی پروین اعتصامی شد. او عضو رسمی کانون نویسندگان ایران و عضو فرهنگی نویسندگان یوگسلاوی می‌باشد. از سال 1379بیشترین فعالیت این شاعر در حوزه صلح در ادبیات بوده است و در این راستا نخستین دوره‌ی دوسالانه‌ی فستیوال بین‌اللملی شعر صلح را در تاریخ 26 /2 /1386برگزار کرد.
 

برای این زن لر دیگر تفنگ نیاورید(در سوگ اسطوره مادران دنیا-قدم خیر قلاوند)

برای این زن لر

که دستش پر از نمک

و دامنش پر از گل بود

دیگر تفنگ نیاورید

رنگ خون

رنگ حنا

به شاعران به گندمزار بگویید بیایند

حنا بخوانند غزل بکارند

شاد

تا

دامن سیاهش را...

لطفا برای این زن لر نه! تفنگ نیاورید

دیگر تفنگ نیاورید...

نویسنده : Man
پنجشنبه هشتم دی 1390
هنگام: 1:16
واژه «لُر» اولین بار در چه قرنی و به چه کسانی نسبت داده شد؟
درباره‌ی: |

 
آفتاب: کتاب «قوم لر» به معرفی تاریخچه، فرهنگ، هویت و مشاهیر قوم لر، از اقوام قدیمی ایرانی به قلم جعفر یوسفی می‌پردازد.

انتشارات امیرکبیر کتاب «قوم لر» از مجموعه «اقوام ایرانی» در قطع جیبی و ۱۴۰ صفحه با قیمت ۱۵۰۰ تومان منتشر کرد. این کتاب پس از پیشگفتار و مقدمه شامل بخش‌های «تاریخچه، هویت قومی فرهنگ قومی، جایگاه ادبیات ملی و نقش قوم در حفظ هویت ملی» است.

در توضیح ناشر در ابتدای این کتاب اینگونه می خوانیم: «قوم لر یکی از اقوام بزرگ ایرانی است که سکونت‌گاهشان از هزاران سال قبل مسکون بوده و ورود ایرانیان به این مناطق را ۸۰۰ - ۷۰۰ سال قبل از میلاد مسیح می‌دانند. از سوی دیگر مطابق نظر کارشناسان، زبان لری نیز مشتق از زبان پارسی باستان است که قرابت بسیاری با زبان فارسی دارد. واژه «لر» نامی است که برای اولین بار در قرن چهارم هجری بر ساکنان زاگرس میانی گذاشته شده است. بر این اساس پی می‌بریم که از قرن چهارم به این سو مردمی به صورت یک قوم به نام لر با هویتی تازه بر اساس دو عنصر زبان و نامشان در این منطقه ظاهر شده‌اند.

لرستان تا سال‌ها و تا زمان شاه عباس صفوی دو قسمت لر بزرگ و لر کوچک داشته و توسط حکومت‌های محلی اداره می‌شده‌اند. پس از سقوط افشاریه با به حکومت رسیدن کریمخان زند که از ایلات در نواحی ملایر بود، باز هم لرها در ایران به قدرت رسیدند ولی با روی قدرت آمدن قاجارها و دشمنی آنها با زندیه به این قوم آسیب زدند. سلسله پهلوی و اقدامات رضا شاه و جنگ‌های خونینی که میان ایلات لر و دولت رخ داد و قتل عام عشایر لرستان به دست حکومت، عشایر لرستان به قزون و زنجان و سایر نقاط کشور کوچانده شدند و به ضعف اقتصادی ونظامی این ایل منجر شد.»
نویسنده : Man
پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390
هنگام: 2:36
وروگشته نوشت
درباره‌ی: متفرقه |

 

سکانس اول راهروی خوابگاه:

 

ترم اولیه: داداش تویی از کامپیوتر خیلی حالیته؟

 

وروگشته: آره یه چیرایی بلدم چطور؟

 

ترم اولیه: لپتاپم مشکل داره به نت کانکت نمیشه میشه زحمت بکشی بیای یه نیگا بش بندازی

 

وروگشته: باشه ۱۰ مین دیگه میام کدوم اتاقی؟

 

ترم اولیه: ۲۱۶ دمت گرم

 

سکانس دوم اتاق ۲۱۶:

 

وروگشته: ویندوزت تقلبی بوده آپدیت شناسایی ویندوز تقلبی رو نصب کردی واس همین باس ویندوزت عوض بشه

 

ترم اولیه: باشه مر۳۰ که اومدی

 

وروگشته: خواهش می کنم داداش راستی بچه کجایی؟

 

ترم اولیه: خرم آباد

 

وروگشته؟ اِ جدی سیچه زیتر نگوتی فکر کردم بچه تیرونی بابا لهجه درس

 

ترم اولیه:نپرسیدی خب

 

وروگشته: الان سیچه لری حرف نمی زنی؟ بچه کدوم محلی؟

 

ترم اولیه: نمیتونم بلد نیستم! بچه کیو

 

وروگشته: (در حال تکان دادن سر) باشد سی یو لیتر!

 

سکانس سوم: مجید (هم اتاقیه وروگشته) بابا من دو سال هم اتاقی توام لری یه چیزایی میگم چطور بلد نبود؟

 

وروگشته: چی بگم والله

 

مجید: (با حالت تاسف) اگه ترکم باشی ۱۸سال خرم آباد زندگی کنی هم میگیری لری رو دیگه ...

 

نویسنده : Man
چهارشنبه چهارم آبان 1390
هنگام: 23:24
شب (وروگشته)
درباره‌ی: شعرام |

بیا از دام صد رنگان رها باش
چراغ روشن شب های ما باش
 
خدا را زان لبانت بوسه ای ده
دمی با ما به از خلق خدا باش
 
بیا تا از لبانت ساز سازم
تب سرد خموشی را صدا باش
 
خدا را در درون خانه ات بر
ز عصیان های دورانه جدا باش
 
بیا با من بزن پیمانه ای می
که هرچه باد، بادا برملا باش
 
بشو انگشت نمای هر دو عالم
جدا از خلق و رسوای خدا باش
 
بیا در من درآمیز ای نگارم
رها از قید دنیای فنا باش
 
اگر خواهی بدانی حال عشاق
تو هم اینگونه چون شب مبتلا باش...
نویسنده : Man
چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390
هنگام: 21:33
کنسرت ایرج رحمانپور
درباره‌ی: ایرج رحمانپور |

امروز کنسرت ایرج رحمان پور بود اونم اینجا وسط تهرون! خیلی جالب بود وقتی این خبرو یهو شنیدم اما هرچی تو نت گشتم تا خبر دقیقی بگیرم چیزی دستگیرم نشد. راستی چرا باید اطلاع رسانی اینقدر ضعیف باشه؟کاش خود ایشون یا دوستاراش خبر رسانی می کردن والله بد نیست حداقل یه پیج تو فیس بوک داشته باشه. البته با اینکه اطلاع رسانی فقط از طریق دهن به دهن (عهد بوق) بود جمعیت خوبی اومده بودن.به هر حال من با دو تا از دوستای لر و دوتا از دوستای غیر لرم به کنسرت ایشون رفتم واقعا استاد رحمانپور فوق العاده حسشون رو انتقال میدن من که جلو دوستام سربلند شدم فقط یه موضوع جالب تو کنسرت برادری! بودن که با ابراز احساسات مردم مشکل داشتن و هی تذکر میدادن شئونات رو رعایت کنین! حالا نمی شد دوبار وسط اجرا لامپا رو روشن نمی کردین چرا بایست هرجایی چهره ی نحس امثال شما رو ببینیم؟ اما انصافا دم ایرج رحمانپور گرم که توجهی بهشون نداشت و کار خودش رو کرد.

نویسنده : Man
پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390
هنگام: 23:50
من رای نمی دهم!
درباره‌ی: |

من رای نمیدهم حتی اگر شام یه کاندیدا دعوتم کنه و گوسفند هم سر بریده باشه! من رای نمی دم حتی اگه هم طایفه ایم کاندیدا باشه حتی اگه پسرعموم کاندید باشه حتی اگه سیب زمینی مجانی هم بدن! من رای نمیدم. اگه بخوام رای بدم میرم اراک و اونجا رای میدم کاش کسانی که میخوان نماینده های خرم اباد باشن بشن نماینده اراک، اصفهان یا تهران کاش حداقل ننگشون واسه ما نمونه! اصلا چرا رای بدم؟ به کی رای بدم؟ به کاندیدایی که میخواد ... مرغی که تخم ۲۵۰ تومنی میذاره رو پاره کنه؟ یا نماینده ای که بعد از رای آوردنش گفت من تا الان ...میلیون خرج تبلیغات کردم بذارید اینا رو در بیارم واسه شما هم کار می کنم! من نمیخوام رای بدم تا در خرابی و فقر و فلاکت مردم شهرم سهیم نباشم هرچند می دونم اونا به رای من نیاز ندارن! به قول یکی از دوستام هر کدوم دزد بهتری باشن رای خواهند آورد به رای من و تو نیست
نویسنده : Man
دوشنبه دهم مرداد 1390
هنگام: 16:49
با خودم
درباره‌ی: شعرام |

 

ای عشق را بهانه بی تو چگونه مانم؟

وی را ه را نشانه بی تو چگونه مانم؟

بی تو و شعر سبزت یارای ماندنم نیست؟

ای عمر جاودانه بی تو چگونه مانم؟؟؟

نویسنده : Man
پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390
هنگام: 18:48
با خودم!
درباره‌ی: شعرام |


وروگشه نوشت:

خدایا زان دو چشمان بر تو فریاد          که جز نقاش قدر این توان داد؟

تمام هــــــــــــستیم را با نگاهی          زد و سوزاند و برد و داد بر باد...

نویسنده : Man
جمعه پانزدهم بهمن 1389
هنگام: 0:45
عروسی لری...
درباره‌ی: فرج علیپور |

چند سالیه که تو شهر ما دیگه خبری از عروسی های سنتی با مراسم به یاد موندنیش نیست شاید اون موقعی ارگ تازه اومده بود و کم کم داشت جای موسیقی سنتیمون (لوتی، متل عروسی) رو می گرفت باید یه راه حل پیدا می کردیم که الآن این همه دلتنگ اون عروسی ها نشیم یادمه عروسی های قدیم چند روز قبل از مراسم رسمی عروسی زنای فامیل جمع می شدن و (متل) سیت بیارم سیت بیارم میخوندن همیشه دوس داشتم اسم منو هم تو بیت هایی که میخونن بیارن البته مامانم همیشه به قول خودش واسه من میخوند حتما اون روز نمی دونست پسرش یه روز وروگشته میشه!!!

البته (لوتی ها) هم دردسر خودشون رو داشتن فقط بایست یه نفر با یه خونه در خدمت آقایون می بود تا تریاکشون رو بکشن همین کارا رو کردن که الأن باید تو خاطراتمون دنبالشون بگردیم ولی خداییش وقتی کلشون داغ می شد و حسابی نعشه می شدن مجلس رو داغ داغ می کردن مخصوصا اگه تو دعوتیای عروسی چند نفری هم از طایفه بیرانوند می بودن و آهنگ بزران بزران رو هم میخوندن اون موقع باس آسفالت خیابون زیر پاهاشون جمع میکردی...

یادش به خیر دلم هوا چند تا (متل) لری کرده واسه همین تو این پستم ۲ تا از آهنگای زیبای عروسی لری از آقایون استاد فرج علیپور و آقای آشتیانی رو واستون میذارم امید وارم خوشتون بیاد.

 

دانلود متل سیت بیارم از صیف الدین آشتیانی

دانلود متل سیت بیارم از فرج علی پور

 

نویسنده : Man
چهارشنبه ششم بهمن 1389
هنگام: 23:12
آهنگ شاد لری
درباره‌ی: فرج علیپور |

آهنگ این پست ترانه ی زیبای بالابرز که تقریبا همه ی خواننده های لر اونو خوندن و البته من این آهنگ رو با صداهای فرج علیپور و سیما بینا میذارم این آهنگ منو یاد عروسی میندازه خیلی شاد و خشگله حتما گوش بدین.

کوش اره سینم پونزه قرونی

غزل قلفی دار بار همدونی

اره بالا برز هی بالا برزان

هر تو ها ینه هول هلهله و لرزان

ولله دوست دیرم کوگ مل زرینم

میا بچم و تیرو چت اره بسینم

گوشواره بارم ارا گوشت شون به و شونم

دردت و جونم دردت و جونم

دختره چش اشکاره ره میکه چی اشکار

یه دسش و آینه خوشه میکه تیمار

حالو گنم خره مر گنم گرونه

نرخ بوس دخترو نرخ زعفرونه

تو سرزمین من هنوزم قیمت بوسه از دخترهاش با ارزشه و پربها، نه مثل اینجا واقعا تو شعره که میشه فرهنگ و ریشه ها ی هر سرزمینی رو شناخت

 

آهنگ بالابرز از فرج علیپور

آهنگ بالابرز از سیما بینا

 

نویسنده : Man
پنجشنبه بیست و سوم دی 1389
هنگام: 19:9
یه شوبی نصفه شو بی نیمه دو شوگار
درباره‌ی: فرج علیپور |

میگن اون چی از دل برآد بر دل هم میشینه البته لا جرم!  این آهنگ زیبای استاد فرج علیپور هم ماندگاریش به نظر من به خاطر سوز لحنشه و البته کمونچه ی زیباش...

 

یه شوبی نصفه شو بی نیمه دو شوگار

دل گریبونم گرت سی دی ینه یار

بی وفا تو نکشم بیل موتم بیا

نازنین هشکم کردی چی تل گیا

 

عزیزم مه وا تونم ،مه وا تونم تونی حکیمم

غمه غصه ای دنیا نکو نسیبم

غمه غصه ای دنیا کردی نسیبم

بی وفا تو نکشم بل موتم بیا

نازنین هشکم کردی چی تل گیا

 

نکنی کاری که مرغ دل بمیره

تا قیامت آهم دامونت بیره

تا قیامت آهم دامونت بیره

بی وفا تو نکشم بیل موتم بیا

نازنین هشکم کردی چی تل گیا

 

دلکم سوخت و سی بی چی دل ماهی

د نزاکت کردمه تا کی بیایی

بی وفا تو نکشم بیل موتم بیا

نازنین هشکم کردی چی تل گیا

 

ماه نو امشو بیا، بیا امشو تو قاصدی کو

دلکم و کلومی تو بفریبو دلکم و کلومی تو بفریبو

بی وفا تو نکشم بیل موتم بیا

نازنین هشکم کردی چی تل گیا

 

دانلود یه شو بی از فرج علیپور

 

 

نویسنده : Man
دوشنبه سیزدهم دی 1389
هنگام: 22:52
دانلود تمام آهنگهای همای گروه مستان
درباره‌ی: |

 

آلبوم سربازان از همای مستان

دانلود مست مستم  از همای مستان

دانلود بسامه موچو از همای مستان

دانلود بزن بر طبل بی عاری از همای مستان

دانلود سربازان از همای مستان

دانلود روری ز سر سنگ عقابی به هوا خاست از همای مستان

دانلود از ماست که بر ماست از همای مستان

آلبوم موسی و شبان  از همای مستان

دانلود موسي و شبان از همای مستان

دانلود سرزمین بیکران از همای مستان

دانلود می بده از همای مستان

دانلود این چه جهانیست از همای مستان

دانلود مه پاره از همای مستان

دانلود مرغ سحر ناله سر مکن  از همای مستان

  

آلبوم عجب آب گل آلودی از همای مستان

دانلود عجب آب گل آلودي از همای مستان

دانلود مرغ سحر ناله سر مکن  از همای مستان

دانلود بزن بر طبل بي عاري از همای مستان

دانلود از ماست که بر ماست از همای مستان

دانلود مه پاره از همای مستان

دانلود ناز مکن از همای مستان

دانلود می بده از همای مستان

دانلود دلبر اي دلبر از همای مستان

دانلود سرو ناز از همای مستان

 

آلبوم مستان می آیند از همای مستان

دانلود مستان می آینداز همای مستان

دانلود مست مستم از همای مستان

دانلود شراب ناب از همای مستان

دانلود بزن ای دل از همای مستان

دانلود خانه به دوش  از همای مستان

دانلود غم دل ما را که خورد  از همای مستان

 دانلود ساقی از همای مستان

  

آلبوم ملاقات با دوزخیان از همای مستان

دانلود محتسب از همای مستان

دانلود کعبه از همای مستان 

دانلود توبه ها را بشکنید از همای مستان 

دانلود اسیران قفس از همای مستان 

دانلود من از جهانی دگرم از همای مستان 

دانلود ملاقات با دوزخیان از همای مستان

دانلود از یار تا دیار  از همای مستان

 

آلبوم این چه جهانیست از همای مستان

دانلود مه پاره از همای مستان

دانلود ناز مکن از همای مستان

دانلود به تو چه  از همای مستان

دانلود از باده مدهوشم کنید از همای مستان

دانلود بهشت از همای مستان

دانلود این چه جهانیست؟از همای مستان

دانلود دوزخی  از همای مستان

دانلود از باده مدهوشم کنید از همای مستان

آلبوم جدال عقل و عشق از همای مستان

دانلود خانه به دوش از همای مستان

دانلود ساقی از همای مستان

دانلود مست مستم از همای مستان

دانلود بتیل از همای مستان

دانلود مشتی گلمار از همای مستان

دانلود بمانی از همای مستان

دانلود ریحان از همای مستان

دانلود که حقت این است از همای مستان

 

 آلبوم سرزمین بی کران از همای مستان

دانلود پشیمانم از همای مستان

دانلود موسم سفر از همای مستان

دانلود  مستی از همای مستان

دانلود مدارا از همای مستان

دانلود ای شاه از همای مستان

دانلود سرزمین بیکران  از همای مستان

تک آهنگ های همای مستان

دانلود لحظه ديدار به یاد مشکاتیان از همای مستان

دانلود لالايي مردم ايران براي شهيدان  از همای مستان

دانلود بي حرمتي به ساحت خوبان قشنگ نيست  از همای مستان

دانلود چرخ نیلوفری از همای مستان

دانلود غزل غزل از همای مستان

دانلود قرار بود از همای مستان

دانلود پروردگار مست از همای مستان

دانلود کودکی بودم از همای مستان

دانلود راز از همای مستان

دانلود گریه ی چنار از همای مستان

دانلود سالی که خوشست از همای مستان

 دانلود نام کورش از همای مستان

دانلود غزل از همای مستان

دانلود زلفکان بلند از همای مستان

 دانلود اجرای متفاوت از ملاقات با دوزخیان از همای مستان

نویسنده : Man
جمعه دهم دی 1389
هنگام: 13:38
دولت امامی!!!
درباره‌ی: |

امام خمینی (ره):دلخوش نباشید که آب و برق را مجانی کنیم روحیات شما را عظمت میدیم، شما را به مقام انسانیت میرسانیم. (سخنرانی امام در بهشت زهرا )
نویسنده : Man
سه شنبه هفتم دی 1389
هنگام: 0:52
مداحی زیبای شیرزاد
درباره‌ی: |

همیشه نوحه ی لری با شور همراه هست شاید همین باعث شده پیام عاشورا به خوبی در خیلی از نوحه ها و مداحی های لری دیده نشه اما بعضی از همین نوحه ها به خوبی هم به پیام عاشورا پرداختند و هم شور نوحه های لری رو حفظ کردن مثل نوحه ی زینب خوهر از شیرزاد که در واقع به زیبایی در قالب مناظره ای بین امام حسین و حضرت زینب تونسته پیام عاشورا رو برسونه من به شخصه اعتقاد دارم این نوحه با معنی ترین نوحه ی لری هست که من تا حالا شنیدم.

دانلود مداحی زیبای زینب خوهر از شیرزاد

 

نویسنده : Man
شنبه بیست و هفتم آذر 1389
هنگام: 23:38
یا حسین(ع)
درباره‌ی: |

ای حسین آب فرات تشنه ی کاروان توست آب فرات از تشنگی جان میدهد...

 

خدایا چه کسی شایسته تر از حسین که قربانی تو شود؟ خدایا حسین قربانی تو شد...

 

یا حسین وقتی گفتی هل من ناصر ینصرنی؟ چه کسی قدرتمند تر از خدا که تو را لبیک گوید...

 

یا حسین هیچگاه برای تو اشکی نریخته ام چون با آزادگی زیستی با آزادگی جان دادی تمام

 اشکهایم بر ذلت خودم بوده...

نویسنده : Man
دوشنبه بیست و دوم آذر 1389
هنگام: 20:20
بوی محرم...
درباره‌ی: |

بازم ماه محرم اومد و دوباره شور و حال محرم تو محله های شهر به پا شده (جای ما خالی) یادمه یه بار از مامانم پرسیدم وقتی کسی میمیره فلسفه ی گٍلی که خانواده و دوستای دسته اولش میزنن چیه؟ مامانم گفت منظورشون اینه که یعنی ما هم با این مرده رفتیم زیر گِل، هر وقت به این موضوع فکر میکردم میدیدم چه رسم قشنگیه و اصلا هم کار بدی نیست اتفاقا یه فرهنگ اصیل و با معنی هم هست، اما گِلی که واسه عاشورا میزنیم چه فلسفه ای داره؟؟؟( البته بگم من هر سالی که خرم آباد بودم سر تا پا گل زدم) ولی تا حالا فکر کردیم ضررای این گِل چیه؟ آیا از اول رسم بوده که واسه امام حسین گل بزنیم؟ اگه از اول رسم نبوده آیا این حرکت اصیله؟ اما ضررای این گل زدن چیه؟ میدونین عاشورای شهر ما قاتل چند تا درخته؟ آیا امام حسین راضیه؟ امامای ما سیره شون تو زندگیشون چه جور بوده حالا ما نباید حداقل توی مراسمی که ما به اسم اینا برگذار می کنیم حداقل توی اون چند ساعت پیروشون باشیم؟ مساله ی دیگه ی گل زدن آلودگی هواست والله مخصوصا تو این چند روز آلودگی شهر تهران من قدر هوای پاک شهرمون رو میدونم چرا ما نباید شکر گذار نعمت پاکیزگی هوا باشیم؟ آیا این کفران نعمت نیست؟ مساله ی آبی هم که تو ظهر عاشورا مصرف میشه و مشکل کم آبی هم یکی دیگه از همون مسایل، به هر حال بعضی وقتا یه تامل هم روی این موضوعات بد نیست...

در آخر بحث چند تا از نوحه های آقای علی جعفر شیرزاد که خیلیم با شور و قشنگ خونده رو میذارم امیدوارم خوشتون بیاد.

دانلود مداحی ای برار نازنین که بریه دسیات؟ کُم ظلم بی حیا تیر زیه و چشیات؟ از شیرزاد

دانلود مداحی ای فلک برار شیرم ها کجا؟ گرمی جونم قرارم ها کجا؟ از شیرزاد

دانلود مداحی زینبه بی برارم ها میزنه و سینه  دل د دلش نمنه دسه گل مدینه از شیرزاد

 

نویسنده : Man
دوشنبه پانزدهم آذر 1389
هنگام: 23:51
عشقای من
درباره‌ی: |

بعضی وقتا شعرایی که خوندم بیشترین لذت رو بهم میدن وقتی شعر رو بفهمی دیگه کافیه، به من که اثبات شده هنر معجزست چه شعر باشه چه لری چه فارسی و چه موسیقی چندتا از بیتای قشنگی که عاشقونه دوسشون دارم با معنی که خودم ازشون برداشت میکنم رو براتون میذارم، شما با نظرم موافقین؟

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس     زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس...

به به آدم وقتی معنیشو میفهمه حال میکنه گلعذار یعنی گونه میگن طرف لپش گل انداخته همینه حافظم عجب عارفی بوده!

پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت      آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد

پیر ما همون خداست صنع یعنی آفرینش انصافاً این بیت رو چه جور میشه ماست مالی کرد حافظم مثل ما بوده بعضی وقتا از دست خدا هم عاصی میشده که چرا به دنیا اومده

در عین گوشه گیری بودم چو چشم مستت     و اکنون شدم به مستان چون ابروی تو مایل

میگه اولاش گوشه گیر بودم مثل چشات البته من از بی میلی ناامیدی گوشه گیر بودم ولی چشات از بازیگوشی! ولی الآن قسم به چشات که مثل ابروت مایل شدم و دیگه گوشه گیر نیستم (فقط میشه گفت دمت گرم)

 نه جائی نوشتیم نه حَنیم دِ جائی     خوتِ  زه ئی وِ کیچه چپ بی صدائی 

وقتی خودت و اندیشت رو وقف یه چیزی کنی و انگار نه انگار صدای بی صدای نابودیتو میشنوی...

و البته صدها بیت مثل اینا...

 

نویسنده : Man
پنجشنبه یازدهم آذر 1389
هنگام: 22:13
بی تو د اسمون مه ملیچه پر نمیزنه
درباره‌ی: شعرای لری |

بی تو د اسمون مه ملیچه پر نمیزنه 

هیچکه د ئی شو دراز بُنگ سحر نمیزنه

عشق تو صوت بلبله غصه تو کر کرده منه

آیم عاقل که د حرف وا من کر نمیزنه

درد مِ دردِ بی دوا مرگِ مِ مرگِ بی صدا

هیچکه دِ مرگِ بی صدا ساز چمر نمیزنه

بیکس و لونه تیچسه کموتر سوخته پرِ

که لونه دِ باغ کس و کوه و کمر نمیزنه

گوتم تو باغمونمی حرف سر زبونمی

نوئنسم که شعله جز تو شرر نمیزنه 

گوتم تو عمر جونمی نوئنسم جز تو کسی

تش بلیز غصنه و حشک و تر نمیزنه

عزیز دل مرده منم پرس دلم ها د کلم

هر که عزیزش بمیره شونه و سر نمیزنه ...

 

 

نویسنده : Man
شنبه ششم آذر 1389
هنگام: 22:14
آهنگ لری مشق پرواز از استاد ایرج رحمانپور
درباره‌ی: ایرج رحمانپور |

توزه بازیگر  وِرِیسا چی روزِ رَزمِ شکار

 

چوپیگیر صیادٍ میدو میکُشه هزار هزار

 

ریت والامکِه ریت والامکِه بازنه دسمال حریر

 

باد و بازیگر می پُرسَن نوم و نشونه چوپیگیر

 

سیت بیارم سیت بیارم دسمالیاکِی رنگ وِ رنگ

 

تو وا ناز چوپی بَوازی غم دَرآ ده دله تنگ

 

باد سرخِوشه که بئیره دسِه شِه ده باله تو

 

مرغ میکه مشق پرواز وا دس و دسمال تو

 

دس و دسماله تو داری یا که داری سرِ جنگ

 

ضرب شمشیرت چِنونَه می تاوئُونَه دلِ سنگ

 

دانلود آهنگ لری مشق پرواز از استاد ایرج رحمانپور

نویسنده : Man
جمعه پنجم آذر 1389
هنگام: 21:24
شعر لری از خودم
درباره‌ی: شعرام |

دی ظلمات بی کش غریوی ها دِ جونم

ناله نالِ بیکسی دی مکه تا سخونم

نه دِ جایی ستین نه و جایی ستارِ

بیا بکو دیارم آساره آسمونم


آهنگ پاپ لری و بسیار زیبای تو شیرین شو که من هم بیستونی برای خرم آبادم بسازم از امیر رحمن خسروی

نویسنده : Man
شنبه بیست و دوم آبان 1389
هنگام: 21:25
دانلود آهنگ لری سرزمینم از ایرج رحمانپور
درباره‌ی: ایرج رحمانپور |

 

سرزمینم، سرزمینم، کُت کُته انونشینم

چی کویا با، چی کویا با، زخمی اما سر  و بالا

چی دنا افتو بئیر بئر کُ و یارُ

چی گهر بسپار وخاطر شُر بارُ

چی گرین طاقت بئار برف نثارُ

چی کوئر بو و پناه بچه مئارُ

سرزمینم، سرزمینم..

چی بلی با،چی بلی با، کُت کُته انو نشینم

چُمته ره ون د شوگار، تش تژگا حونه ئا ژار

سا خسه شئکتی گائار، ترم رئا دیر بیمار

یار دیر سُفره حالی سال نئوار

لیز گرم مل زخمی د زمسو

رمرمه رامشگرونه سینه بلگ ؤ پنجه بارُ

سرزمینم...


 

دانلود آهنگ لری سرزمینم از ایرج رحمانپور

نویسنده : Man
شنبه بیست و دوم آبان 1389
هنگام: 0:10
دل گرته بونه خورمووه
درباره‌ی: ایرج رحمانپور |

از اون روزی که مامان زنگ زد و گفت پس کی میخوای بیای؟ دل گرته بونه خورمووه هرچی می کم آروم نموه منم بیخیال خرخونی شدم و قراره بیام خونه، کاش این سری که میام خبری از دست اندازا و چاله چوله ها نباشه و زیرگذر شقایق رو درست کرده باشن. کاش اگه خواستم برم تا بازار ۲۰ دیقه معطل (انگلات) تاکسی نشم! کاش گلدشتمون خبری از گرد و خاک پاییریش نباشه و کفشام مثل همینجا نو و شیک به نظر برسه!، کاش هیچ کدوم از دوستام معتاد نشده باشن اگه هم شدن من نبینمشون. کاش ...

 

بهترین های ایرج رحمانپور  دانلود هناسه سرد کم ایل ها د سینت اور

دانلود صدات میشناسم (برای حسین پناهی)

 

 

نویسنده : Man
دوشنبه هفدهم آبان 1389
هنگام: 19:41
زیبا ترین آهنگ های استاد ایرج رحمانپور
درباره‌ی: ایرج رحمانپور |

هناسِه سرد کوم ایل ها دِ سینَت اور؟

 

خَوَر د ماریا شونِ ضحاکِ کوم زِمی داری؟

 

استاد ایرج رحمانپور بیشتر ترانه هاش رو خودش سروده و حتی ترانه های خواننده های دیگه مثل فرج علیپور هم اکثراً از  ایرج رحمانپور. او  یکی از معدود خواننده ها و شاعران لر است که در بتن آهنگ ها و اشعارش  به مسائل اجتماعی و قومی قوم لر اشاره می کند و جدا از صدای سوزناک و موسیقی اصیلی که به کار می گیرد اشعاری که می سراید و می خواند بسیار زیبا ست. من هر وقت اشعارشو میخونم یاد اخوان ثالث میفتم، شعرای اصیل و سنگین و جذاب، تو این پست زیبا ترین آهنگاشو (به نظر خودم) میذارم و امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.

دانلود آهنگ لری دل آرام از ایرج رحمانپور

دانلود آهنگ لری سوز تونی از ایرج رحمانپور

دانلود آهنگ لری یاد یار از ایرج رحمانپور

دانلود آهنگ لری وره بیا از ایرج رحمانپور

 

نویسنده : Man
پنجشنبه سیزدهم آبان 1389
هنگام: 20:58
آهنگ لری دایه دایه با صدای جاودان رضا سقایی
درباره‌ی: رضا سقایی |

 

زین و برگم بونید رو مادیونم

خبر مه بوریتو سی هالوونم

دایه دایه وقت جنگه دایه دایه وقت جنگه

قطارکش بالا سرم پرش ده شنگه

سنگران بونت لشم درارت

بورتم سی دالکم بونگم برارت

موتورچی یواش برو دال كمه بی نم

شیرشه حلال بكم بلكه بمیرم

نازیه ته سی بكو جومه برته 

دور كردن تو قورسو شیر نرته

دایه دایه وقت جنگه دایه دایه وقت جنگه

قطارکش بالا سرم پرش ده شنگه

 دانلود آهنگ لری دایه دایه با صدای جاودان رضا سقایی

نویسنده : Man
پنجشنبه ششم آبان 1389
هنگام: 19:21